أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
696
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )
بيست و سه « 1 » هجرى سپاه ايرانى بر آن قوم يورش بردند ، جمعى از فوج سلطانى به ضرب توپ هلاك شدند ، و مابقى جنگ گريزكنان سپاه خصم را به مكانى كه جمعى از عسكر شاهى بزخون داشتند كشانيدند ، بزخونيان با ايشان قوم روسيه را در ميان گرفته به دستيارى توپ و زنبورك « لين » ايشان را متفرّق ساختند ، و بعد از آن دست بر قائمهء شمشير آبدار زده نه هزار كس از آن فرقه را با آتش هلاك سوخته چند نفر از سرداران عظيم الشأن را با جمعى از سپاهيان زنده ؛ و چندين ضرب توپ دستگير نمودند ، و بقية السيّف فرار و متوجّه سمت تفليس شدند ، و غرّهء باصرهء سلطنت از تبريز حسب الحكم اعلا به دفع ايشان متوجّه گرديد و آن قوم در آن قلعه محصور شدند . شعر « 2 » ببينيم تا مهر و كين قضا * نوازد كِه را خار سازد كِه را اللهم انصر من نصر دين محمّد و آله . و انصاف آن است كه با آنكه جماعت قزلباشيه را در حرب توپ چندان مهارتى نيست ، در اين معارك در مقابل كوه آتش ايستاده ، دادمردى و مردانگى را دادند ، افسوس كه در سلطنت آن كشور دوامى و انتظامى نيست ، و اگر فى الجملة نظم و نسقى بود و اندكى به طول مىانجاميد مانند عصر پادشاهان كيان تمام سلاطين نوالهخوار خوان احسان و مطيع و باجگذار ايشان مىشدند .
--> ( 1 ) منظور ( 1223 ) است . ( 2 ) شعر : در « د » نيامده است .